تحولات منطقه

آخرین اظهارنظر دونالد ترامپ درباره احتمال تغییر نام «دریاچه انتاریو» به «دریاچه آمریکا» به بهانه تنش‌های تجاری با اتاوا، بار دیگر جنون حاد نام‌گذاری در دستگاه فکری او را بر سر زبان‌ها انداخته است.

وقتی جنون برندسازی دونالد ترامپ با پروژه نام‌گذاری‌اش، هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد/ جغرافیای خودشیفتگی یک رئیس‌جمهور
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

آخرین اظهارنظر دونالد ترامپ درباره احتمال تغییر نام «دریاچه انتاریو» به «دریاچه آمریکا» به بهانه تنش‌های تجاری با اتاوا، بار دیگر جنون حاد نام‌گذاری در دستگاه فکری او را بر سر زبان‌ها انداخته است. به نظر می‌رسد میل به حک کردن نام «ترامپ» روی همه چیز، از حد یک خودشیفتگی فردی گذشته و به یک دکترین سیاسی در کاخ سفید بدل شده است. فرقی نمی‌کند یک سازه تاریخی باشد، یک معاهده بین‌المللی، یک فرودگاه یا حتی ناوی جنگی در عمق اقیانوس؛ کاخ‌سفید امروز به بنگاه املاکی بدل شده که وظیفه اصلی‌اش عوض کردن تابلو مکان‌هاست.

وقتی همه‌چیز باید به نام ترامپ باشد

در عرصه داخلی آمریکا، این ولع سیری‌ناپذیر با یورش به نمادهای تاریخی آغاز شد. تلاش و فشار برای افزودن نام ترامپ به «مرکز هنرهای نمایشی جان اف کندی» به یک رسوایی تمام‌عیار تبدیل شد؛ جایی که بنا بر گزارش‌های رسمی، اضافه شدن این نام نه‌تنها اعتبار هنری مجموعه را فروریخت، بلکه افت بی‌سابقه‌ای در فروش بلیت‌ها و تحریم‌شدن از سوی اهداکنندگان مالی و هنرمندان به بار آورد.
نمونه مضحک‌تر، ماجرای «مؤسسه صلح ایالات متحده» است. ترامپ پس از اخراج مدیران و انحلال ساختار مستقل آن، نام این نهاد را به «مؤسسه صلح دونالد ترامپ» تغییر داد تا از این پایگاه، توافقات تجاری و معادن دیگر کشورها را به اسم «صلح‌سازی» تصاحب کند.
حتی عرصه نظامی و ارزش‌های کهنه‌سربازان نیز از این جنون نام‌گذاری در امان نمانده است. گزارش‌های اخیر افشا کرده‌اند پنتاگون تحت فشار کاخ سفید قصد دارد نام ناو هواپیمابر جدید آمریکا را – که قرار بود به یاد «دوریس میلر» از سربازان کشته شده سیاه‌پوست جنگ جهانی دوم، نام‌گذاری شود – به ناو «دونالد ترامپ» تغییر دهد؛ اقدامی که خشم شدید جامعه نظامی و کهنه‌سربازان آمریکایی را برانگیخته است. اضافه کنید پیشنهادهای رسمی و غیررسمی برای ضرب اسکناس‌های ۲۵۰ دلاری با تصویر ترامپ، چاپ کارت‌های ویژه شهروندی با امضای زرکوب او و تلاش برای نام‌گذاری دوباره فرودگاه بین‌المللی پالم‌بیچ فلوریدا.

اشتها برای نام‌گذاری، مرز نمی‌شناسد

اما اشتها و زیاده‌خواهی دونالد ترامپ هرگز به مرزهای جغرافیایی آمریکا محدود نمانده است. او جغرافیا، تاریخ و هویت بین‌المللی ملت‌ها را به بازیچه‌ای برای برآورده کردن رؤیاهای سلطه‌جویانه و برندسازی‌های شخصی خود بدل کرده است.در پهنه آب‌های بین‌المللی، او بارها با لحنی تحکم‌آمیز پیشنهاد تغییر نام «خلیج مکزیک» به «خلیج آمریکا» را مطرح کرده تا از این طریق، تمامیت ارضی و هویت تاریخی همسایگان جنوبی را نادیده بگیرد. این تمام‌خواهی حریصانه حتی به گستاخی در قبال آبراه‌های حیاتی و استراتژیک جهان مانند «تنگه هرمز» نیز کشیده شده است؛ جایی که ترامپ سعی داشته با طرح ادعاهای مضحک و نام‌گذاری‌های خودساخته، حضور پرهزینه و نامشروع نظامیان آمریکایی در منطقه را مشروعیت ببخشد و کنترل هویت بین‌المللی آبراه‌های کلیدی را در دست گیرد.
در منطقه حساس قفقاز نیز دست‌اندازی روان‌پریشانه او کاملاً مشهود است؛ طرح پیشنهادهای توهین‌آمیز برای نام‌گذاری «کریدور زنگزور» به نام خود یا ایالات متحده به بهانه میانجی‌گری در مناقشات منطقه‌ای، نمونه دیگری از همین موارد است. اکنون نیز شوک جدید تغییر نام «دریاچه انتاریو» به «دریاچه آمریکا» به بهانه تنش‌های اقتصادی با اتاوا، مرزهای وقاحت در بین‌الملل را جابه‌جا کرده است.

پشت این همه نام چه می‌گذرد؟

این رفتار ترامپ البته به هیچ عنوان یک شوخی سیاسی یا علاقه شخصی به دیده‌شدن نیست. شماری از پژوهشگران و تحلیلگران سیاسی معتقدند اصرار او بر گذاشتن نام خود بر مکان‌ها و نهادها، بخشی از همان تصویری است که ترامپ سال‌ها از خودش ساخته است؛ تصویری که در آن، سیاست بیش از آنکه عرصه خدمت عمومی باشد، شبیه یک کسب‌وکار بزرگ و شخصی است.
جفری سوننفلد و استیون تیان، پژوهشگران دانشکده مدیریت ییل در بررسی رفتار و سبک رهبری ترامپ، به همین پیوند میان سیاست و نگاه تجاری او اشاره کرده‌اند. از این زاویه، ترامپ همان‌طور که یک ساختمان یا هتل را با نام خود به یک «برند» تبدیل می‌کند، می‌کوشد نهادها و حتی مکان‌های عمومی را نیز به بخشی از برند شخصی خود بدل کند. به بیان ساده‌تر، هر جا نام ترامپ قرار می‌گیرد، انگار یک تابلو دیگر از امپراتوری شخصی او نصب شده است.
از سوی دیگر، رابرت جی. لیفتون، روان‌پزشک آمریکایی در بررسی شخصیت ترامپ به ویژگی‌هایی مانند خودشیفتگی و بدگمانی اشاره کرده است. در این نگاه، نیاز دائمی به دیده‌ و تأیید شدن می‌تواند فرد را به ساختن نمادهای بیرونی از قدرت خود سوق دهد. او این پدیده را ذیل سندرم «خودشیفتگی حاد» و «پارانویا» تبیین می‌کند. از منظر روان‌شناسی بالینی، فرد خودشیفته به‌دلیل تزلزل عمیق هویتی و مواجهه ناخودآگاه با احساس حقارت، محتاج ساخت «نمادهای فیزیکی آسیب‌ناپذیر» است. در واقع، مصادره اسامی تاریخی یا جغرافیایی، سازوکاری دفاعی برای سرپوش گذاشتن بر خلأهای عمیق مشروعیت و فرار از واقعیت، از طریق تحمیل نام خویش بر عرصه عمومی است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha